نزدیک شدن به
معنی انگلیسی
access
واژههای انگلیسی با این معنی
- draw on نزديک شدن (به)، باعث شدن، متصل شدن
- close with نزديک شدن به دشمن، اخذ تماس با دشمن، درگير شدن با دشمن
- approach line خط نزديک شدن به ساحل، خط تقرب به دشمن، خط مسير فرود
- pinning position نزديک به ضربه شدن (کشتي)
- close in security برقراري تامين در نزديک شدن به دشمن، تامين تقرب به دشمن
- bear in تمايل اسب به نزديک شدن به جانب کناره، مسير يا نرده ها
- terrain avoidance ممانعت خودکار هواپيما از نزديک شدن به، زمين، اجتناب خودکار هواپيما از برخورد
- hear footsteps عدم توجه به وظيفه درنتيجه نزديک شدن حريف
- close up کاملا افراشته، نزديک شدن به دشمن، تقرب به دشمن
- approach lane مسير تقرب، مسير نزديک شدن به ساحل، خطوط نزديک شدن به ساحل
- approach time زمان تقرب هواپيما، زمان نزديک شدن به باند
- coast in point نقطه ورود به ساحل، نقطه نزديک شدن کشتي به ساحل
- GCA مخفف:، نزديک شدن هواپيما به فرودگاه تحت فرمان، برج مراقبت
- polyneuritic psychosis .= korsakoff's p، پريشان رواني يا پسيکوز پيري، زوال عقل پيري همراه با
- aggress تجاوزکردن، تعرض کردن، حمله کردن
- half volley پرتاب نزديک به توپزن که بيدرنگ پس از، بلند شدن ضربه مي خورد (کريکت)، ضربه بلافاصله پس از تماس توپ با سطح
- circularization تصحيح مدار ماهواره براي رسيدن يا نزديک، شدن آن به دايره کامل در ارتفاع لازم
- approach نزديک شدن، مانند يا شبيه شدن، نزديک به
- introit زبور يا سرودي که درکليساهنگام نزديک شدن، کشيش به محراب مي خوانند
- power forward فوروارد قوي، مامور جلوگيري از نزديک، شدن حريف به سبد (بسکتبال)