نظارت کردن بر معنی انگلیسی administer واژههای انگلیسی با این معنی superintend رياست کردن (بر)، نظارت کردن (بر)، اداره کردن matronize کدبانووار رياست کردن بر، بانووار نظارت کردن، بانوساختن