نعره زدن معنی انگلیسی bellow resound rumble yell واژههای انگلیسی با این معنی yawl فرياد زدن (يا کشيدن) نعره زدن، فرياد، نعره yell فرياد زدن (يا کشيدن)، نعره زدن، فرياد bellow ماق کشيدن، نعره زدن، ماق bawl دادزدن، فريادزدن، نعره زدن yowl فرياد زدن (يا کشيدن)، نعره، هلهله vociferate با صداي بلند ادا کردن، بلند صدا کردن، داد زدن waul ناله کردن، شيون کردن، زاري کردن bell زنگ، دراي، زنگوله boohooed هقهق گريه کردن، زار زار گريستن، گريه ي پرصدا boohooing هقهق گريه کردن، زار زار گريستن، گريه ي پرصدا