نقد
معنی انگلیسی
criticism critique down ready spot
واژههای انگلیسی با این معنی
- forcash نقد
- cash پول نقد، نقدونقدينه، وصول کردن
- ready money پول نقد، پولي که في المجلس داده شود
- hard cash سکه نقد
- spot sale فروش نقد، فروش نقدي و تحويل فوري کالاي، مورد معامله
- cash prompt نقد فوري
- cash spot نقد فوري
- pay down نقد دادن
- sell for cash نقد فروختن
- cash with order پول نقد همراه سفارش، پرداخت به موقع
- cashless انجام شدني بدون پول نقد، غيرپولي
- clearing bank بانکي که چکها را نقد ميکند، بانکي که، چکها را مي پردازد
- cbd مخفف: پرداخت نقد پيش از تحويل
- eurocheque چک انگليسي که قابل نقد کردن در بانکهاي، اروپايي ميباشد
- perfect liquid نقدينه کامل، پول نقد
- spot cash پرداخت نقدي، پول نقد
- irredeemable paper money پول کاغذي که دارنده ان نتواندهرگاه، بخواهدانرا نقد سازد
- CWO مخفف:، سفارش کالا همراه پول نقد، ناوبان يار
- ducat سکه زرکه بيشتردراروپارايج بوده است، پول، نقد
- sopt price قيمت روز، قيمت فروش نقدي، قيمت نقد
- realization account حساب تسويه، حساب تبديل دارائي هاي شرکت، به پول نقد
- cash-flow گردش نقدي، جريان نقدي، گردش وجوه نقد
- textual critic نقدگر متون ادبي، ناقد ادبي، منقد
- liquidity trap تله نقدينگي، تله نقدينگي کينز حالت خاصي است که تقاضا، براي پول (نقدينگي) کاملا باکشش ميشود و