نمونه اصلی معنی انگلیسی prototype واژههای انگلیسی با این معنی archetype نمونه اصلي archetypic نمونه اصلي antitype اصل، نمونه اصلي، مصداق prototypal (prototypic)، وابسته به طرح اصلي يا نمونه اصلي. prototypic (prototypal)، وابسته به طرح اصلي يا نمونه اصلي. archetypal مربوط يا شبيه طرح اصلي، نمونه اوليه . archetypical مربوط يا شبيه طرح اصلي، نمونه اوليه . prototype نخستين نمونه، الگو، نسخه اصلي prototypical نخستين نمونه، الگو، نسخه اصلي