نورد
معنی انگلیسی
calender carriage drum
واژههای انگلیسی با این معنی
- inking roller نورد
- rolled copper strips مس نورد
- break down roll پيش نورد
- roughing roll پيش نورد
- sheet roll نورد ورق
- navigator دريا نورد، بحر پيما، کشتي ران
- blooming roll نورد شمشه، دستگاه نورد شمشه
- seafarer دريا نورد، بحر پيما.
- alpinist کوه نورد.
- breaking down roll نورد شکست
- cross-roll نورد عرضي
- roll stand مقام نورد
- center disc roll نورد ديسکي، غلطک ديسکي
- blooming train مسافت نورد
- continous rolling نورد دائمي
- carriage return بازگشت نورد، سر سطر رفتن، تعويض سطر
- roll pass کاليبر نورد، رخده نورد
- carriage control کنترل نورد.
- cosmonaut کيهان نورد.
- rolling mill دستگاه نورد
- cross-country mill نورد چليپايي
- cogging stand مقام پيش نورد، مقام دستگاه نورد
- roll piercing process روش نورد مايل، فرآيند نورد مايل
- beam rolling mill نورد کاري تير