نوسان کردن معنی انگلیسی fluctuate oscillate seesaw sway swing teeter tremble vacillate wave waver yaw واژههای انگلیسی با این معنی vibrate جنبيدن، نوسان کردن، لرزيدن vaccillated جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن vaccillates جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن vaccillating جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن vacillate جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن shimmy تاب داشتن، نوسان کردن، تاب librate جنبيدن، نوسان کردن oscillate جنبيدن، نويدن، نوسان کردن bulid up با سنگ يا آجر مسدود کردن، روکش کردن، نوسان کردن jib بادبان سه گوش جلو کشتي، لب زيرين، دهان