نوش معنی انگلیسی potation toast vibration واژههای انگلیسی با این معنی hobnob نوش، بسلا متي، دوستانه potation نوش، نوشيدن، شرب drink-hail نوش جان، گواراي وجود (پاسخ شخص بکسيکه بسلامتي، اومينوشد) alkahest نوش دارو، اب حيات. wine bibber باده نوش، ميگسار waterer نوشابه نوش، اشامنده . abstemiousness پرهيز و امساک (در خور و نوش) arborvitae کاج خمره اي، نوش، سرو خمره اي. salud به سلامتي !، نوش! slainte به سلامتي!، نوش! honeysucker رجوع شود به honeyeater، عسل نوش nectary اندام شهد ساز، نوش ساز cure all درمان هر درد، نوش دارو. antitoxin مايه ضد زهر، ماده ضد سم، پاد زهر bibulous اسفنجي، جاذب، کشنده abstemious پرهيزكار، پارسا منش، مرتاض drinker نوشنده، اشامنده، مشروب خور pot ديک، ديگچه، ديزي