نوک نوک کردن معنی انگلیسی peck واژههای انگلیسی با این معنی head switching فعال کردن نوک خواندن و نوشتن به هنگام، خوانده و نوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه، ذخيره با دستيابي تصادفي head-load control روش الکتريکي که براي سوار کردن نوک ها، روي وسيله پيش از خواندن يا نوشتن بکار، مي رود toe raise تمرين ايستادن و بلند کردن بدن روي نوک پا peck نوک زدن، با نوک سوراخ کردن، دندان زدن nib قدزدن، قط زدن، تيز کردن calk درز کشتي را گرفتن، آهني که به نعل ميزنند، نعل زدن foil شمشيرکند، شمشيربي نوک، حرمان toe انگشت پ، پنجه پا، باتيپابيرون کردن blunt کند، بي نوک درشت، کلفت clench خواباندن نوک (ميخ)، محکم گرفتن، قطع کردن