نیابت
معنی انگلیسی
lieutenancy
واژههای انگلیسی با این معنی
- vicegerency نيابت، جانشيني، خلافت
- rogatory commission نيابت قضائي، موضوعي را از محکمه اي به دادگاه ديگر، احاله کردن
- viceroyalty نيابت سلطنت، مدت نيابت سلطنت، قلمرو نايب السلطنه
- viceroyship نيابت سلطنت، مدت نيابت سلطنت.
- viceregal مربوط به نيابت سلطنت
- viceroyal مربوط به نيابت سلطنت
- rogatory letters نامه محتوي تفويض نيابت قضايي
- letters rogatory نامه مشعر بر تقاضاي نيابت قضايي
- princess regent شاهزاده خانمي که نيابت سلطنت راعهده دارباشد، زن شاهزاده بايب السلطنه
- vicariousness جانشيني، نيابت، خود را به جاي ديگري گذاشتن
- vice presidency نايب رئيسي، نيابت
- deputyship نمايندگي، نيابت
- vicarship خليفگي، نيابت.
- deputize نمايندگي کردن، نيابت کردن
- vicarious نيابتي، به نيابت قبول کرده، جانشين
- vice regent نايب السلطنه، وابسته به نيابت سلطنت.
- delegation نمايندگي، وکالت، نيابت
- procuance تحصيل چيزي، خريد، نيابت
- subrogation جانشيني، وکالت، نيابت
- substitution جانشين سازي، تبديل، جانشيني