نیروبخش معنی انگلیسی bracing crisp energizer tonic واژههای انگلیسی با این معنی tonic نيروبخش، مقوي، صدايي analeptic نيروبخش، مقوي، داروي نيروبخش corrobrant نيروبخش، مقوي، تاييد کننده roborant نيروبخش، مقوي، داروي نيروبخش quick ening نيروبخش، مهيج، زنده کننده quickening نيروبخش، مهيج، زنده کننده bracing نيروبخش، فرح بخش. synergist هم نيروبخش، هم - نيروبخشگر، همکردار life giving حيات بخش، نيروبخش، روانبخش. anabiotic محرک، نيروبخش. recuperative furnace کوره رکوپراتيو، کوره بهبود دهنده، کوره نيروبخش heartier قلبي، خوش بنيه، قوي heartiest قلبي، خوش بنيه، قوي hearty قلبي، خوش بنيه، قوي