هم خوراک معنی انگلیسی mess واژههای انگلیسی با این معنی messmate هم خوراک، (در کشتي) هم کاسه، هم سفره mishmash خوراک همه چيز در هم، آميزش مخلوط، چيز درهم برهم mess خوراک (آبکي)، آش، شوربا salmagundi خوراک قيمه با تخم مرغ داغ وماهي، چيز در هم وبرهم، مخلوط