هم دور معنی انگلیسی equidistant واژههای انگلیسی با این معنی teleconference کنفرانسي که چند نفر از مناطق دور با هم، انجام مي دهند broad gauge ريل راه اهن خيلي دور از هم (مثل راه اهن، روسيه). wreathy پيچيده، تافته، دور هم انداخته regroup مجتمع شدن، جمع شدن، جمع آوري کردن Race مسابقه، غشه، گردش equidistant بيک اندازه دور، هم مسافت، هم فاصله