هم صدا معنی انگلیسی consonant واژههای انگلیسی با این معنی assonant هم صدا، شبيه درصدا، مشابه يا متجانس (درصدا) monophonous هم صدا، يک صدا consonant هم آهنگ - هم صدا - جور - موافق - سازگار consonantally هم آهنگ - هم صدا - جور - موافق - سازگار consonance هم آهنگي - هم صدايي - جوري صدا - دمسازي - موافقت isotonic داراي يک صدا، هم صدا، با يک فشارحلول کننده equisonant هم اهنگ، هم صدا symphonic هم اهنگ، هم صدا homophonic هم دانگ، هم اهنگ، هم صدا homonymous همنام، داراي دوياچند معني مختلف، هم صدا. monodic نوحه اي، يک آهنگ، يک نواخت assonance شباهت صدا، هم صدايي، قافيه وزني يا صدايي synaloepha ادغام دو يا چند حرف صدا دار، هم اميز. synalepha ادغام دويا چند حرف صدا دار، هم اميز. conconancy هم اهنگي، هم صدايي، توافق صدا.