هم عضو معنی انگلیسی brother واژههای انگلیسی با این معنی confedration of states اتحاد دول، مجموعه اي از دول را گويند که به علت، وجود مصالح مشترک و با رعايت اصل مساوات internal telecommunications unions يک دفتر نمايندگي با 651 عضو متخصص از، ملل متحد که مسئول هم آهنگي بين المللي، مسائل مربوط به ارتباطات دوربرد مي باشد fellow traveler هم سفر، کسي که عضو حزبي نيست ودر فعاليت هاي، ان شرکت نميکند ولي از ان جانبداري مينمايد. symphonist هم نواگر، نوازنده عضو ارکستر، اهنگ ساز peer همتا، مانند، نطير tribesman عضو قبيله يا طايفه، اهل قبيله، ايلياتي