هم میهن معنی انگلیسی compatriot countryman واژههای انگلیسی با این معنی compatriotic هم ميهن، مبني برهم ميهني compatriot هم ميهن، هم وطن country man هم ميهن f.countryman هم ميهن fenow country men هم ميهن patiot ميهن پرست، هم ميهن، ميهن دوست paisano هم وطن، هم ميهن، دوست