هم پیوند معنی انگلیسی associate association interconnection linkage واژههای انگلیسی با این معنی xenogamy دو جنس مخالف را با هم پيوند زدن hybridism جفت سازي يا پيوند زني دو جنس ناجور با هم inarch شاخه ي دوگياه روينده و ريشه دار را به هم پيوند، زدن assn مخفف: انجمن، هم پيوند ecumenism وحدت گرايي کليسايي، هم پيوند گرايي مذهبي interwed در يمان هم ازدواج کردن، دختر دادن و دختر گرفتن، با هم پيوند کردن assoc مخفف:، همکار، شريک intermarried در يمان هم ازدواج کردن، دختردادن و دحتر گرفتن، باهم پيوند کردن intermarries در يمان هم ازدواج کردن، دختردادن و دحتر گرفتن، باهم پيوند کردن intermarry در يمان هم ازدواج کردن، دختردادن و دحتر گرفتن، باهم پيوند کردن anastomosis پيوند، تلا قي (در عروق يا عصبها)، هم دهاني confederacies هم پيماني، اتفاق، پيوند confederacy هم پيماني، اتفاق، پيوند