هم چشم معنی انگلیسی rival واژههای انگلیسی با این معنی vie چشم هم چشمي کردن، رقابت کردن rival رقيب، حريف، هم چشم competitress مونث همکار، رقيب، هم چشم competitor رقيب، همکار، هم چشم vid ببين، رجوع شود به، چشم و هم چشمي ano-opsia لوچي بطرف بالا، انحراف يک چشم بسوي بالا بطوريکه، ميدان ديد آن با چشم ديگر بر هم منطبق نباشد sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي O.U. مخفف جملات زير است:، هر دوچشم با هم. oculi unitas، هر چشم. oculi uterque miosis تنگ شدن مردمک چشم، هم کشي مردمک