همان معنی انگلیسی even homo- idem identical same like selfsame very واژههای انگلیسی با این معنی same همان، يک، يکسان idem همان، ايضاً، همان نويسنده ilk همان، همان کس، همان چيز ditto همان، چون بالا، همانطور selfsame همان، عين، درست همان. IQ مخفف: همان lighter shade از همان رنگ ولي روشن تر thereinbefore در سطور قبل همان قرارداد، قبلا" thereinafter در سطور قبل همان سند قرار داد، بعداً step jump پرش و برگشت روي همان پا (اسکيت) loop jump پرش و چرخش کامل و فرود روي همان لبه، اسکيت natural English گردش فرفره اي گوي بيليارد در همان سمت، اصلي پس از برخورد با گوي ديگر downsize چيزي را به همان صورت در مقياس کوچکتري، توليد کردن counter jump پرش با نيم چرخش و بازگشت روي لبه همان، اسکيت climp milling عمل فرز کاري که طي آن قطعه کار در همان، جهت حرکت تيغه برش به جلو مرکت مي کند squash tennis بازي شبيه به اسکواش در همان محوطه بين 2، نفر که امتياز فقط بوسيله سرويس کننده به، دست مي آيد و توپ و راکت فرق دارند landgrave لقب برخي از شاهزادگان آلماني کنت زمين همان، است ibidem در همان جا [اگاهي - مختصر اين کلمه ib ياibid، است] abs پيشوندي است لاتيني كه همان پيشوند ab-ميباشد و بمعني «دور از» و «غير از» و «از» ميباشد و قبل از حروف c و pو t به اين صورت درمي آيد identical يکي، همان، يکجور thingummy چيز، همان، اسمش. self same خودان، همان خود، عينا خود S.C same case، همان دعوي، همان پرونده ead. مخفف eadem، بمعني همان، همانجور