هماورد معنی انگلیسی antagonist competitor contestant duel opponent rival واژههای انگلیسی با این معنی ballgame بازيهايي که در آنها توپ وسيله بازي است، مسابقه، هماورد contender حريف، ستيزنده، هماورد adversarial وابسته به مخالفت يا دشمني، خصمانه، دشمن