وابسته به بدن معنی انگلیسی bodily واژههای انگلیسی با این معنی hidrotic وابسته به عرق بدن، ژفي، خوي مانند anthropometric وابسته به مبحث اندازه گيري بدن انسان. humoral خلطي، وابسته به خلط هاي بدن، وابسته به طبايع چهارگانه bionic وابسته به زيست سازه شناسي، بيونيک، وابسته به کار گذاشتن اعضاي ساختگي در بدن