وابسته به دوران
معنی انگلیسی
epochal
واژههای انگلیسی با این معنی
- Victoriana وابسته به دوران ملکه ويکتوريا، ويکتوريايي
- Abbevillian وابسته به دوران کهنه سنگي سفلي
- Carolinian وابسته به امپراطور شارلمان و دوران او، وابسته به چارلز اول و چارلز دوم پادشاهان، انگليس و دوران سلطنت ايشان
- tasian وابسته به کهنترين دوران نوسنگي در مصر، تاسيان
- Hallstatt وابسته به دوران قبل از عصر اهن اروپا.
- eliz مخفف: وابسته به دوران ملکه اليزابت اول، اليزابتي
- gravettian وابسته به يک فرهنگ دوران اول کهنه سنگي، گراوتين
- Magdalenian وابسته به فرهنگ دوران کهنه سنگي آغازين:، ماگدالني
- wilhelmine وابسته به يا شبيه به ويلهلم دوم و دوران، حکومت او
- Augustan وابسته به دوران امپراطوري سزار آگاستوس و، ادبيات آن، وابسته به سبک ادبي کلاسيک
- Jacobean وابسته به دوره سلطنت جيمز يکم، وابسته به دوران پادشاهي او، شاعر يا هنرمند اين دوره
- Laurentian وابسته به رود لارنس مقدس، وابسته به سنگهاي دوران پرکامبرين در شرق، کانادا
- periclean وابسته به پريکلس .، وابسته به رونق هنري و علمي آتن در دوران، پريکلس
- subdeb دختر نزديک به بلوغ، در سنين بيش از بلوغ، وابسته به اين دوران
- offseason خارج از فصل، در دوران کسادي، ارزان تر از معمول
- Georgian گرجي، گرجستاني، اهل جرجيا
- Cambrian وابسته به ولز يا ويلز، اهل ولز، ولزي
- Caroline نغمه سرايي، وابسته به چارلز اول و چارلز دوم پادشاهان، انگليس و دوران سلطنت آنان
- Folsom وابسته به فرهنگ سرخپوستان امريکاي شمالي، در دوران پليستوسين
- peacetime دوران صلح، زمان فراغت از جنگ، وابسته به زمان صلح
- wartime دوران جنگ، زمان جنگ، وابسته به زمان جنگ