وابسته به عمل معنی انگلیسی functional واژههای انگلیسی با این معنی jurisprudential وابسته به عمل قانون hydrothermal وابسته به عمل آبهاي گرم در پوسته ء زمين burglarious مرتکب يا وابسته به عمل وارد شدن به خانه اي، درشب بقصد ارتکاب جرم improv فيالبداهه گفتن يا عمل کردن، نمايش خنده دار بدون متن، نمايش بذله گويي