وابسته به مرز معنی انگلیسی frontier واژههای انگلیسی با این معنی perimetric وابسته به پيرامون يا مرز، پيراموني، مرزي subtropical وابسته به نواحي هم مرز نواحي استوايي، زير استوايي، نيمه حاره