وابسته به موسیقی معنی انگلیسی musical واژههای انگلیسی با این معنی motivic وابسته به درونمايه ي موسيقي bluesy وابسته به يا مانند موسيقي بلوز، شبيه جاز بلوز mensural وابسته به سنجش و اندازه گيري، پيمانه اي، سنجشي funky متوحش، بوي نا گرفته، بدبو. Orphic وابسته به ORPHEUS چنگزنناميدر، افسانه هاييونان، دلکش Gloria حمد، تمجيد، سرودتسبيح Wagnerian پيرو واگنر موسيقيدان الماني.، وابسته به خواننده ي اپراي واگنر، هواخواه واگنر و سبک موسيقي او polytonal وابسته به استفاده از چند کليد يا چند لحن، موسيقي در يک وهله، چند لحني. hoedown رقص تند و پر چرخش روستايي، موسيقي اين رقص، مهماني وابسته به اين رقص disco ديسکو، موسيقي ديسکو، وابسته به ديسکو