وارد به
معنی انگلیسی
familiar literate
واژههای انگلیسی با این معنی
- expansion team تيم تازه وارد به ليگ
- take a strain وارد کردن فشار به طناب
- send in وارد کردن بازيگر به زمين، فرستادن بازيگر به ميدان
- demyelinate به نيام عصب گزند وارد آوردن
- data diddling روشي که در آن داده قبل وارد شدن به يک، فايل کامپيوتري که در آن کمتر قابل، دسترس مي باشد اصلاح مي شود
- drawbar pull فشار وارد به بازوي اتصال يا بازوي کشش
- collapse pressure حگاکثر فشار وارد به يک لايه تا آن لايه، ريزش نکند
- c-clamp گيره فلزي به شکل سي براي وارد کردن فشار، و نگاه داشتن قطعات کنار يکديگر
- pitot pressure فشار وارد به آنتن فشارسنج هواپيما يا ناو، فشار آنتن فشارسنج
- gavage عمل وارد کردن مايعات به معده از راه لوله، گاواژ
- burglarious مرتکب يا وابسته به عمل وارد شدن به خانه اي، درشب بقصد ارتکاب جرم
- pertinenet مربوط، وارد به، بجا.
- log on دخول به سيستم، وارد شدن به سيستم، برقراري ارتباط
- login وارد شدن، وارد شدن به سيستم
- central load بار مرکزي، نيروي وارد به مرکز
- seacraft دريا نوردي، وارد به رموز دريا نوردي.
- multipropellant سوخت راکت متشکل از دو يا چند جزء که، بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد ميشوند
- warehousing system روشي که به موجب آن کالاهاي وارداتي بدون، پرداخت حقوق و عوارض گمرکي به مملکت وارد، و انبار مي شود و اين عوارض در موقع عرضه
- vindictive damages مقدار غرامتي که دادگاه علاوه بر خسارت، واقعي وارد بر خواهان از خوانده به منظور، تنبيه او وصول مي کند
- log in برقراري ارتباط، دخول به سيستم، وارد شدن به سيستم
- pascal's law قانون پاسکال، هرگاه فشاري بريک نقطه از، مايع وارد شود آن فشار عينا" به تمام
- spooling تکنيک حداقل کردن اختلاف سرعت بين سرعتهاي، داخلي کامپيوتر و وسايل ورودي و خروجي، فرآيندي که بوسيله آن دستگاههاي ورودي و
- Aries حمل، بره، صورت فلکي بره
- EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory