وارونه معنی انگلیسی backward contrariwise converse over inverse topsy-turvy reverse un- upset upside down واژههای انگلیسی با این معنی topsyturvy وارونه، واژگون، سروته reverse وارونه، واژگون، معکوس head over heels وارونه، پشت ورو، نا اميدانه topsy turvy وارونه، واژگون، سروته inverse وارونه، معکوس، عکس upside down وارونه، سروته، بطورمعکوس outside in وارونه، پشت رو heels over head وارونه، معلق resupinate وارونه back azimuth method گراي وارونه، گراي معکوس در اخراج اشعه (نقشه برداري) turned inside out وارونه (شده)، پشت رو شده backward association تداعي وارونه inverse segregation تجزيه وارونه mirror reading وارونه خواني mirror writing وارونه نويسي palingraphia وارونه نويسي palinlexia وارونه خواني reaction formation واکنش وارونه reverse dive شيرجه وارونه reverse image تصوير وارونه obcordate بشکل دل وارونه، قلبي معکوس reciprocal wavelength طول موج وارونه stalagmite گل فهشنگ وارونه، گل فهشنگ معکوس obovate تخم مرغي وارونه، بيضي معکوس