وامانده معنی انگلیسی castaway bust laggard jaded weary winded واژههای انگلیسی با این معنی forspent وامانده، خسته، فرسوده exhausted بکلي خسته، وامانده، تمام شده played out مانده، وامانده، خسته forwearied مانده، وامانده، خسته forworn مانده، وامانده، خسته overwear پاره و مندرس کردن.، بسيار خسته، وامانده winded از نفس افتاده، نفسنفسزنان، وامانده