ویژه کردن معنی انگلیسی devote واژههای انگلیسی با این معنی seasoning klin کوره ويژه خشک کردن sensitize با داروي ويژه حساس کردن straitjacket ژاکت ويژه خفت کردن ديوانگان.، هرچيزبازدارنده، بازدار straightjacket ژاکت ويژه خفت کردن ديوانگان. trimming tool ابزار ويژه قطع کردن زائده ها tokamak واکنشگر ويژه ي مهار کردن هم جوشي، هسته اي، توکوماک taxidermist ويژه گر پر کردن پوست حيوانات باکاه وغيره، پوست ارا. specialize اختصاصي کردن، تخصيص دادن، ويژه کردن beading machine ماشين روکوب، ابزار مخصوص ساختن فلانژ، دستگاه ويژه گرد کردن لبه ورقها broiler جوشاننده، پزنده، بهم زننده cant اصطلاحات مخصوص يک صنف يا دسته، زبان دزدها وکولي ها، طرزصحبت polarizable استقطاب کردن، دو قطبي کردن ذوقطبين ساختن، معني ويژه گرفتن از polarize استقطاب کردن، دو قطبي کردن ذوقطبين ساختن، معني ويژه گرفتن از version ترجمه کتاب، به زبان ديگر ترجمه کردن، شرح ويژه