پاد-
معنی انگلیسی
anti- contra- cross
واژههای انگلیسی با این معنی
- waterproof پاد اب، دافع اب، عايق اب
- rustproof پاد زنگ، ضد زنگ، پاد زنگ کردن
- antiparticle پاد ذره، ضد ذره
- counterreformation پاد جنبش، اصلاحات متقابل
- antimatter پاد ماده، ضد ماده
- frost blanket course لايه پاد يخ، لايه ضد يخ، قشر ضد يخ
- antidune پاد تل ماسه
- antilepton پاد ذره ي لپتون، پاد لپتون
- antihyperon پاد ذره ي هيپرون، آنتي هيپرون، پادهيپرون
- antineutron پاد ذره ي نوترون، پاد نوترون
- antiproton پاد ذره ي پروتون، پادپروتون
- antineutrino پاد ذره ي نوترينو، پاد نوترينو
- antinucleon پاد ذره ي نوکلئون، پاد نوکلئون
- unking از(پاد)شاهي انداختن
- stormproof ضد طوفان، پاد طوفان، مقاوم در برابر هواي توفاني
- antiviral داروي ضد ويروس، پاد ويروس
- sunproof مقاوم در برابر نور خورشيد، پاد خورشيد
- antisatellite وابسته به جنگافزارهاي مخرب ماهواره ها، پاد ماهواره، ضد سفينه
- antimissile missile موشک ضد موشک، پاد پرتابه .
- antihypertensive داروي ضد فشار خون، وابسته به پاد فشار خون
- antitoxin مايه ضد زهر، ماده ضد سم، پاد زهر
- antidote ترياق، زهر دارو، پاد زهر
- counteragent ترياق، زهر دارو، پاد زهر
- antitoxic ضد سمي، ضد زهر، پاد زهر