پر مانند معنی انگلیسی downy pinnate plumy stereotyped واژههای انگلیسی با این معنی plumate پر مانند، پردار penniform پر مانند plumelike پر مانند thistledwon زائده پر مانند خار، کرک هاي روي خار. marking رنگ زني به پر و پوست و مانند آنها، نشان گذاري plumose پردار، پر مانند bipinnate داراي برگ مرکب که برگچه هاي آن دو برابر، برگچه هاي پر مانند است، داراي دو دسته sandbag کيسه ي شن، کيسه ي باريک که از شن پر ميکنند و مانند، چماق براي حمله بکارميبرند beanbag کيسه ي کوچک که پر است از دانه هاي لوبيا، مانند، و در برخي بازيها براي پرتاب به کار ميرود webby وابسته به تار، تنيدني، پر از تار عنکبوت و غيره . town fog نوعي مه يخ مانند که در درجه حرارت خيلي، پايين توليد مي شود و معمولا در شهرهاي، پر جمعيت ديده مي شود pinna لاله گوش، پر، بال shrubby پر بته، پوشيده ازبته، بوته زار silty لاي مانند، لاي گرفته، گلماسه گرفته gravelly سنگريزه دار، پر ريگ، ريک دار mousier موش دار، پر موش، موش صفت mousiest موش دار، پر موش، موش صفت mousiness موش دار، پر موش، موش صفت mousy موش دار، پر موش، موش صفت ravined حريص در صيد، طماع، کلاغ مانند pebbly ريگي، ريگ مانند، ريگ زار leafy پر برگ، برگ مانند