پرتاب معنی انگلیسی cast ejection fling flip pitch peg projection shot sling throw واژههای انگلیسی با این معنی detrusion پرتاب، دفع. propelling charge خرج پرتاب، خرج (توپخانه) arm thrust پرتاب دست hammer throw پرتاب چکش propellant charge خرج پرتاب throw in پرتاب اوت throw-in پرتاب اوت charity shot پرتاب آزاد discus throw پرتاب ديسک free-throw پرتاب آزاد hot hand پرتاب موفق javelin throw پرتاب نيزه referee-throw پرتاب داور shot-put پرتاب وزنه throw-off پرتاب شروع throwing the javelin پرتاب نيزه weight throw پرتاب وزنه upthrow پرتاب ببالا، بطرف بالاانداختن، تحول شديد. launcher پرتاب کننده، حمله کننده، وسيله پرتاب. lunger پرتاب کننده، ضربت زننده، جهش کننده . aerial delivery پرتاب هوايي، پرتاب از راه هوا launching angle زاويه پرتاب cosmodrome پايگاه پرتاب، ماهواره ها و موشکهاي فضايي، پرتابگاه paradrop پرتاب با چتر، بارريزي با چتر نجات