پرخور معنی انگلیسی gluttonous piggish trencherman voracious واژههای انگلیسی با این معنی crapulent پرخور، هرزه خور، وابسته به هرزه خوري و زياده روي gluttonous پرخور، شکم گنده، شکم خواره gorger پرخور، زيادتپان guttler پرخور، حريص surfeiter پرخور. glutton (آدم) پرخور، (آدم) شکم گنده، دله fillbelly (آدم) پرخور، دله، کسيکه درکاري حريص باشد gourmand صاحب سر رشته درخوراک، پرخور، (ادم) خوب خورياخوش خوراک gobbler بوقلمون نر، پرخور، لپ لپ خورنده gormand صاحب سر رشته خوراک، ادم خوب خورياخوش خوراک، پرخور crapulous ناخوش پرخوري، ناشي ازميگساري وپرخوري، پرخور edacious وابسته به خوردن، متعلق بخوردن، پرخور gormandizer خوش سليقه درخوراک، خوب چيزخور، پرخور greedier ازمند، حريص، دندان گرد greediest ازمند، حريص، دندان گرد greedy ازمند، حريص، دندان گرد open mouthed حيران، سرگشته، مبهوت stomachy سرزنده، مغرور، کله شق