پرهیاهو معنی انگلیسی noisy roaring واژههای انگلیسی با این معنی obstreperous غوغا کن، پرهياهو، قيل و قال کن loudmouthed پر سر وصدا، پرهياهو، وراج stir-about شلوق (کننده)، پرهياهو bacchic وابسته به باکوس خداي ميگساري و پرستش او، مستانه و پرهياهو، اواز مستي.