پروار معنی انگلیسی feeder واژههای انگلیسی با این معنی pinnate پروار، بشکل پر stall fed پروار، پرواري stalled پروار، پرواري stall feed پرواري کردن، در طويله براي پروار شدن نگهداشتن. plumy پردار، با پر اراسته، پروار winterfeed در زمستان خوراک دادن، تغذيه ي زمستانه کردن، زمستان پروار کردن feathery پرمانند، ريشه دار، پردار tallow پيه اب کرده، پيه مالي کردن، چرب کردن