پریدن به معنی انگلیسی turn واژههای انگلیسی با این معنی overjump نسبت به نيروي خود زياد پريدن، بيش از اندازه نيروي خود جستن steer wrestling پريدن از اسب به گردن گاو و فرود آمدن او، به زمين با پيچاندن گردنش wiggle لوليدن (مانند کرم)، ازاينسو به آن سو پريدن splash line خط شروع غواصي، خط پريدن به آب در غواصي wriggle لوليدن (مانندکرم)، از اين سو به آن سو پريدن، طفره رفتن fadeaway ناپديدي، غيبت، زوال. bail out به قيد کفيل ازاد کردن و شدن، با پاراشوت از هواپيما پريدن.