پسر بچه معنی انگلیسی laddie واژههای انگلیسی با این معنی boy پسر بچه، شاگرد، خانه شاگرد boyishness پسر بچه، شاگرد، خانه شاگرد stripling پسر بچه، نوجوان plowboy پسر بچه ي مامور شخم زني، بچه دهاتي soprano صداي زير (زن و پسر بچه)، ششدانگ gossoon پسر، پسر بچه، نوکر loon آدم بي سرو بي پا، پسر بچه boyhood بچگي، پسر بچه ها treble سه برابر، صداي زير پسر بچه، سه برابر کردن youngster نو باوه، جوانک، پسر بچه