پندار معنی انگلیسی fancy fiction idea mind's eye notion opinion suspicion thought واژههای انگلیسی با این معنی death phantasy پندار مرگ misconception پندار نادرست، تصور غلط imaginative faculty قوه تصور، قوه پندار، قوه تخيل macho نرينه رفتار، مرد برتر پندار، رجوع شود به machismo supremacist برتري گراي، خود برتر پندار imagination تصور، انگار، پندار supposition فرض، تصور، احتمال image مجسمه، تنديس، تمثال