پوسته معنی انگلیسی dandruff encrustation film flake husk scale shell shuck skin surface واژههای انگلیسی با این معنی incrustation پوسته، قشر، پوشش pellicle پوسته، پوست نازک، پرده incrustment پوسته، قشر، پوشش patagium پوسته، پرده، شامه earth crust پوسته، پوسته زمين scurf پوسته، شوره سر scurfiness پوسته، شوره سر wythe پوسته، جدار stator پوسته flakier پوسته پوسته، ورقه ورقه، فلسي flakiest پوسته پوسته، ورقه ورقه، فلسي flakily پوسته پوسته، ورقه ورقه، فلسي flaky پوسته پوسته، ورقه ورقه، فلسي pellicular پوسته اي، شامه اي، غشائي sublevel زير پوسته، زير لايه، زير تراز erratic scab پوسته جوش soft skin پوسته نرم wing skin پوسته بال cupola shell پوسته کوپل earth's crust پوسته زمين ion sheath پوسته يوني rinded پوسته دار. pelliculate داراي پوسته، پوسته پوسته، شامه دار damp proof membrane پوسته نمبند