پیش آوردن معنی انگلیسی cause واژههای انگلیسی با این معنی passado فرو کردن يا پيش آوردن شمشير در حالي که يک، پا به جلو آورده ميشود obtrude سرزده داخل شدن، مزاحم شدن، بدون حق bear خرس، تحمل کردن، تاب آوردن overtake رسيدن به، فرا رسيدن به، گير آوردن overtaken رسيدن به، فرا رسيدن به، گير آوردن prepossess جاگير شدن، از پيش اشغال شدن، مجذوب کردن outstand پيش آمدن، برجستگي داشتن، بيشتر ايستادن يا تاب آوردن از