پیشامد معنی انگلیسی accident event circumstance contingent development happening hazard incident واژههای انگلیسی با این معنی oncoming روي دهنده، پيشامد کننده، اينده impulsiveness آمادگي براي کارکردن با نيروي آني، پيروي از پيشامد irony of fate پيشامدي که بخودي بخودنا گوار نيست ولي، نابهنگام است، پيشامد accidentally اتفاقا، برحسب اتفاق، بطور پيشامد event واقعه، رويداد، اتفاق occurence وقوع، اتفاق، تصادف random بي مقصدي، بي منظوري، حالت توکل adrift ول در روي آب، دستخوش طوفان، آواره accident حادثه، سانحه، اتفاق