پیغام
معنی انگلیسی
message
واژههای انگلیسی با این معنی
- message پيغام، پيام، مخابره
- errand پيغام، ماموريت، فرمان
- messenger پيغام آور، قاصد، فرستاده
- error massage پيغام خطانما.
- multiplexing انتقال چندتايي پيغام ها، تسهيم
- missive نامه، پيغام نوشته، نامه رسمي
- pigeongram نامه کبوتر، پيغام کبوتر
- telephone message پيام تلفني، پيغام تلفني
- error message پيام خطانما، پيام خطا، پيغام اشتباه
- BBS سر نام Bulletin Board System (سيستم تابلوي اعلانات)، يک سيستم کامپيوتري مجهز به يک يا چند مودم است که به، عنوان مرکز اطلاعاتي و انتقال پيغام عمل کرده و کاربران
- telegram مخابره تلگرافي، صورت تلگراف، تلگراف
- runner دونده، شخص يا اسبي که در مسابقه دو شرکت مي کند، پادو
- HDLC حروف اختصاري High-level Data Link Control (به، مفهوم کنترل ارتباط داده اي سطح بالا)، يک پروتکل
- worid کلمه، لغت، لفظ
- LCR [کنترل زوايد طولي]، سرنام عبارت " "longitudinal redundancy check (به، مفهوم کنترل زوائد طولي)