پیوستن به معنی انگلیسی join range واژههای انگلیسی با این معنی anastomose به هم پيوستن، در هم باز شدن، با يگديگر تلاقي کردن anastomois به هم پيوستن، تلاقي، در هم بازشدگي join up به هم پيوستن، مجتمع کردن هواپيماها reconstitute به هم پيوستن، سر هم دادن gimmal نوعي حلقه که از به هم پيوستن چند حلقه درست، شده است، انگشتر چند حلقه اي nirvana نيروانا، پيوستن به کل هستي، خشنودي مطلق metricate تبديل به سازگان متري کردن، به سيستم متريک پيوستن rattening محروم کردن کارگر فني از ابزار کارش به، منظور مجبور کردن او به پيوستن به، اتحاديه کارگري council of Europe شوراي اروپا، شورايي که جهت بحث و مشورت در کليه امور، اعضا غير از دفاع ملي affiliate مربوط ساختن، پيوستن، آشنا کردن