پیچ خورده معنی انگلیسی wry واژههای انگلیسی با این معنی writhen پيچ خورده، تاب خورده، درهم پيچيده thrawart پيچ خورده، در رفته، خودسر twisty تاب دار، پيچ خورده، پيچ دار knock knees زانوهايي که هنگام راه رفتن بهم ميخورند، زانوي کج، زانوي پيچ خورده thraw حالت نزع، رنج، درد