چاله معنی انگلیسی crater depression hole pit trench well واژههای انگلیسی با این معنی alveolus چال چاله، حجره، خانه زنبور pockety چاله دار، پرچاله، پر گودال pitting چاله کني، ايجاد حفره، سوراخ سوراخ. pitted چاله دار، مجدر silt pit چاله رسوب sullage pit چاله نارنجک، چاله زه کشي سنگر يا حفره زه کشي charge pits چاله هاي خرج foundry pit چاله ريخته گري، جهنم ريخته گري chain pipe دهانه چاله زنجير، لوله زنجير (دريايي) soakage pit چاله زه کشي سنگر، چاله نارنجک plashy مانند ابگيريا چاله، گل الود recoil pit چاله تير قائم (توپخانه)، چاله عقب نشيني لوله puddly پر از چاله ي داراي آب گل آلود، پر چالاب stopboard تخته مستطيل پشت چاله پرش با نيزه، تخته لبه دايره پرتاب وزنه high angle pit چاله مخصوص اجراي تير قائم (توپخانه) pit گودال، چاله، خفره borings حفره، چاله ammunition pit زاغه مهمات، چاله مهمات plash ابگير، چاله اب ناپاک، تالاب چه ashpit پيت آشغال، چاله مخصوص خاکستر chain locker انبار زنجير، چاله زنجير (دريايي) cratering charge خرج تخريب، خرج مخصوص تهيه چاله تخريب water jump مانع آبي (اسبدواني)، چاله آبي در مسير دو 3000 متر با مانع water hole سوراخ يا شکاف طبيعي رودخانه خشک شده که، مقداري اب دران باشد، چاله اب.