چاپ کردن معنی انگلیسی compose issue print publication publish run واژههای انگلیسی با این معنی photoset چاپ نوري کردن republish دوباره چاپ کردن، دوباره منتشر کردن bold printing پر رنگ چاپ کردن reprint دوباره چاپ کردن lithoprint با چاپ سنگي چاپ کردن، عکس از روي چاپ سنگي برداشتن. rubricize بخط قرمز نوشتن يا چاپ کردن، قرمز نشان دادن، داراي عنوان قرمز کردن interpage در روي صفحه هاي مياني چاپ کردن يا نوشتن liter any executor کسيکه مامور چاپ کردن تاليفات نويسنده ايي، ميشود lithograph چاپ سنگي، چاپ سنگي کردن lithographical چاپ سنگي، چاپ سنگي کردن edit نشرکردن، چاپ (ونشر) کردن، تحريف کردن oversrike چاپ مضاعف دخشه، دوباره چاپ کردن، دوباره ضربه زدن offprint مقاله نقل شده از روزنامه يا مجله .، جداگانه چاپ کردن printable چاپ کردني، مجازبراي چاپ کردن hectograph اسبابي که رونوشتهاي بسيارازچيزي برميدارد، باهکتوگرف چاپ کردن Linotype ماشينحروفچينيو حروفريزيسطر بسطر، با لينوتايپ چاپ کردن daguerreotype کليشه ي داگر، با کليشه ي داگر چاپ کردن misprint اشتباه چاپي، غلط چاپي، غلط چاپ کردن redact تنظيم کردن، انشاکردن، اماده چاپ کردن blurb اعلان يا آگهي تعريف آميز، شرح غلو آميز کتاب يا نويسنده را بر پوشش، کتاب چاپ کردن يا reproduce دوبار عمل آوردن، يکي ديگر برداشتن از، (دوبار) چاپ کردن reproductively دوبار عمل آوردن، يکي ديگر برداشتن از، (دوبار) چاپ کردن lowercase حرف کوچک، حرف ريز، با حروف ريز چاپ کردن mackle لکه، محو شدگي، صفحه ي لکدار