چاپلوسانه معنی انگلیسی sycophantic flatteringly fulsome smooth obsequiously واژههای انگلیسی با این معنی flatteringly چاپلوسانه، متملقانه، ازروي سبزي پاک کني adulatory چاپلوسانه، مداهنه آميز obsequiously چاپلوسانه، متملقانه adulate چاپلوسانه ستودن، مداحي کردن، مدح گفتن adulation ستايش چاپلوسانه، مداحي، چاپلوسي assentation موافقت چاپلوسانه cringe چاپلوسانه فروتني کردن، خودراجمع کردن، دولاشدن courtlier راسته - مهذب - مودب - چاپلوسانه - حرمت گزار courtliest راسته - مهذب - مودب - چاپلوسانه - حرمت گزار courtly راسته - مهذب - مودب - چاپلوسانه - حرمت گزار truckle سر فرود آوردن، چاپلوسانه، فروتني کردن flattering تملق اميز، چاپلوسانه، متملق hat in hand کلاه دردست، چاپلوسانه، ازروي پستي soothingly با سخنان نرم، چاپلوسانه smarmy چاپلوس، چاپلوسانه fawningly مداهنه کنان، متملقانه، چاپلوسانه silky ابريشمي، نرم، چاپلوسانه greasier روغني، چربي، روغن آسا greasiest روغني، چربي، روغن آسا greasy روغني، چربي، روغن آسا