چرب زبانی معنی انگلیسی glibness pitch واژههای انگلیسی با این معنی spiel چرب زباني، شيره مالي، چرب زباني کردن gloze مداهنه کردن، چرب زباني کردن، پرده پوشي کردن glibness رواني، طلاقت زبان، چرب زباني flippancy سبکي، گستاخي، بي ملاحظگي glibly برواني، روان، باساني