چسباننده معنی انگلیسی splicer واژههای انگلیسی با این معنی sticker چسباننده، چاقوي دراز و نوک تيز، کسي که زياد در جايي که ديدني ميرود ميماند agglutinant چسباننده، التيام آور، چسب paster چسباننده، کاغذ چسب دار، چسباندني filming agent چسباننده conglutinative بهم چسباننده، التيام دهنده، جوش دهنده cohesive چسبنده، چسباننده cohesive material مواد چسبا، مواد چسبنده، چسبنده fastener کشو، چفت، بست agglutinate چسباندن، ترکيب کردن، تبديل به چسب کردن