چشمه معنی انگلیسی eyed font fountain mesh source spring waterspout well واژههای انگلیسی با این معنی fount چشمه، منبع، مخزن fountain چشمه، سرچشمه، منبع source سر چشمه، منبع، منشا fontal چشمه اي، اصلي، بدوي wellspring سر چشمه، منبع. well head سر چشمه deer-lick چشمه شور، زمين شوره mineral spring چشمه معدني spa چشمه معدني geyser چشمه اب گرم، پيرمرد، عجوزه thermae چشمه اب گرم، حمام اب گرم. hawsehole چشمه ي لنگر monocle عينک يک چشمه thermal spring چشمه اب گرم. quasistellar source چشمه اخترواره، چشمه شبه اختري radio source چشمه اخترواره، چشمه شبه اختري discrete source چشمه هاي مجزا Hippocrene چشمه ي هيپوکرين pegomancy تفال با چشمه ها hawsepipe لوله ي چشمه ي لنگر opera glass دوربين دو چشمه کوچک spring بهار، چشمه، فنر springtide بهار، چشمه، فنر span وجب، چشمه، دهانه